خرید بک لینک
دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت آتشــی یک لحــظه آمد در دلـــم دامن گرفت آنقدر بی اختیـــار این اتفــاق افتاد کـــه این گناه تازه ی من را خدا گردن گرفت در دلم چیزی فرو می ریزد آیا عشق نیست این کــــه در اندام من امـــروز باریدن گرفت؟ من که هستم؟ او که نامش را نمی دانست و بعد- رفت زیــر سایـــه ی

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

ای دلبریت دلهره ی حضرت آدمپلکی بزن و دلهره ام باش دمادمپلکی بزن از پلک تو الهام بگیرمتا کاسه ی تنبور و سه تاری بتراشمهر ماه ته چا نشد حضرت یوسفهر باکره ای هم نشود حضرت مریمگاهی غزلم!گم شدن رخش بهانستتهمینه شود همدم تنهایی رستمتهمینه شود بستر لالایی سهرابتهمینه شود یک غم تاریخی مبهمتهمینه ی من ترس م

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

گیــرم تمـــام شهر پر از سرمه ریزهاخالی شده ست مصر دلم از عزیزهاداش آکل و سیاوش و رستم تمام شدحالا شده ست نوبت ابــــــــرو تمیز هادیگر به کوه وتیشه و مجنون نیاز نیستعشــاق قانعند بــــــه میــخ و پریـــــزهادستی دراز نیست به عنوان دوستیجـــــز دستهـــای توطئه از زیـر میزهادل نیست آنچه جز به هوای ت

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

من عاشق شب، عاشق چشمان تو هستمآغازترین نقطه ی پایان تو هستمدر من اثر مهر تو یک راز مگوی استمن تشنه ی این تابش پنهان تو هستمای شعرترین ! سخت ترین قافیه! دریاب!جان غزلی، من غزلِ جانِ تو هستمدر من نفس پاک اهورای تو گل کرداز روز ازل، در پِیِ تو، زآنِ تو هستمچون گیسوی آویخته بر زمزمه ی بادعمریست که بیتا

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

Image result for u202bتصاویر زیباu202c

مبهوت ماندهام چه بخوانم تو را که تو

هم خود هجوم دردی و هم سیل چارهای

جواد شیخالاسلامی

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

Related image

گر سلسله موی تو دیوانه پسند است

از من به جهان عاشق دیوانه تری نیست

(بهادر یگانه)

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلــی کــــه کرده هـوای کرشمههای صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسههایت تو را ز جرگــــهی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست نمیکنــــم اگـــر ای

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

در آسمان غزل عاشقانه بال زدمبه شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم در انزوای خودم با تو عالمی دارمبه لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم کتاب حافظم از دست من کلافه شدستچقدر آمدنت را چقدر فال زدم غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکستهمان شبی که برایش تورا مثال زدم غزال من غزلم، محو خط و خال تو شدچه شاعرانه بدون خطا به خا

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

هم در هوای ابری آبان دلم گرفت هم در سکوت سردِ زمستان دلم گرفت هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید هرجا گرفت نم نمِ باران...دلم گرفت با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر... وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود از بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت امروز جمعه نیست، ولی با نب

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

با استکان قهوه عوض کن دوات را بنویس توی دفتر من چشم هات رابر روزهای مرده تقویم خط بزن وا کن تمام پنجره های حیات راخواننده ی کتیبه ی چشم و لبت منم پر رنگ کن بخاطر من این نکات راما را فقط به خاطر هم آفریده اند آن گونه که خواجه و شاخ نبات رانام تو با نسیم نشابور می رود تا از غبار غم بتکاند هرات رایک لح

برچسب: نویسنده: کامیار کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 9:24

صفحه بندی